|
|
هوشنگ سیحون_ معمار نوین ایران
هوشنگ سیحون، معمار و طراح پیشرو و صاحب سبک در معماری نوین ایرانی است که آثار زیبا، ماندگار، معتبر و بینظیرش با گذشت چندین دهه از ساخت آنها، همچنان بر تارک معماری معاصر ایران میدرخشند، آثاری همچون آرامگاه ابوعلیسینا و باباطاهر در همدان، آرامگاه حکیم عمرخیام و کمالالملک در نیشابور، آرامگاه نادرشاه افشار در مشهد و دهها اثر دیگر. سیحون که میتوان او را متعلق به نسل اول معماران مدرن در ایران دانست، در آثار متعدد خود توانسته است به بیانی نوین در تلفیق معماری سنتی ایران و معماری مدرن دست یابد. همچنین او علاوه بر فعالیت در عرصه معماری، ذخایر فرهنگی دورافتادهترین نقاط ایران را کشف و ثبت کرده و ارزش هنری آنها را به خود ایرانیها نشان داده است.
برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید
طبقه بندی: عمومی،
همانقدر که در معماری، داشتن ایده مهم است، گذر از مرحلۀ ایده به فرم نیز اهمیت دارد. ایدهها،
مصالح طراحی هستند و فرمها تبلور فرآیند تولید، پالایش و تلفیق ایدههای خرد و کلان، برای رسیدن به ساختاری منسجم، در معماری، به معنی خاص آن، ساختن ایده مهمتر از ساختن بناست. اما اگرچه وجود مصالح خوب، یعنی داشتن ایدههای مناسب و بدیع معمارانه، ضروری است، به کارگیری صحیح و خلاقانۀ ایدهها اساسیترین بخش معماری است.
در حالی که معماری گذشته با تلفیق، تطبیق و تکمیل ایدههای فضایی مشخصی که فرم و مصداقهای عینی آن، نظیر هشتی و ایوان، حیاط و پنج دری، از قبل موجود بود، سر و کار داشت؛ معماری امروز، بیشتر از گذشته به جوهر معماری، فضا، فرم، نور و رنگ توجه دارد.
برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید
طبقه بندی: معماری،
آنچه در پیش روست تاریخ معماری مدرن نیست، بلكه نگرهای نظریه پردارانه است و
تلاشی را برای توصیف اینكه معماری مدرن درباره چیست به دست می دهد. آنچه ممكن است تا حدّی متظاهرانه به نظر رسد، ولی باید اذعان داشت كه كژفهمی ها و سوء تعابیری كه در كاراست كه اینگونه روشنگریها را به چیزی ضروری بدل میسازد. محض رعایت بیطرفی باید آنچه را كه جنبش مدرن واقعاً خواهان آن بود یادآوری كرد و آنچه را هم كه در عمل به آن رسید خاطر نشان ساخت. امروزه برخی از نویسندگانی كه به این موضوع میپردازند، حتی مدعیاند كه جنبش مدرن حكم نوعی «كلاف سردرگم» را دارد؛ آنان اظهار میدارند كه معماران مدرن در عالم واقع «ایدیولوژی» مشتركی نداشتند و به طریق اولی معماری مدرن نمیتوانست اصولاً وجود داشته باشد. جنبش مدرن بیتردید مبنا و جهتگیری خاص خود را داشته است، و تنها آن دم كه این به درستی درك گردد، امكان رسیدن به ارزیابی منصفانهای از پیامدهای آن، و از جمله كوششهای پسامدرن اخیر، فراهم میآید. به این طریق میتوان به نقطه عزیمتی برای جست و جو و پیگیری معماریای دموكراتیك در عصری كه در آن به سر میبریم، دست یافت.
برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید
طبقه بندی: معماری،
